اگر قانون "پایستگی دشمنی " ثابت شود

یکی از قوانین مشهوری که هنوز از دوران دانش­آموزی به یادم مانده است، قانون «پایستگی ماده و انرژی است» که آن روزها که کمتر فارسی را پاس می­داشتیم قانون «ثبات ماده و انرژی» می­خواندیمش. این قانون می­گوید: در واکنش­های فیزیکی و شیمیایی که در عالم رخ می­دهد، هرگز مقدار ماده یا انرژی کم یا زیاد نمی­شود، بلکه هم ماده و هم انرژی تنها از شکلی به شکل دیگر عوض می­شوند. البته شاید با در نظر گرفتن نقطه­ی پیدایش و فرجام این عالم، اما و اگرهایی نسبت به این قانون علمی وجود داشته باشد، اما اگر از آغاز و انجام این جهان چشم بپوشیم، گویا این قانون در بقیه­ی پدیدهای شیمیایی و فیزیکی جهان درست و پذیرفتنی است.

این قانون پایستگی مرا یاد یک اصل قرآنی می­اندازد و گمان می­کنم این قانون، نمونه و مثالی از آن اصل کلان و جهان­شمول قرآنی است که عبارت از «اندازه­مندی سراسر عالم» است. در قرآن آمده است خداوند برای هر چیزی اندازه­ای قرار داده است؛ (قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً)[طلاق/3] و هر چیزی را به اندازه­ای مشخص آفریده است؛ (إِنَّا کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَر)[قمر/49]. از این رو می­توان حدس زد که قوانین پایستگی زیادی در گوشه و کنار این عالم وجود دارد که «قانون پایستگی ماده و انرژی» تنها نمونه­ای از آنها است.

مثلا در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) به «پایستگی باران» اشاره شده است که میزان بارش باران در هر سال یکسان است، اما به امر خدا جای بارش از مکانی به مکان دیگر تغییر می­یابد، چه این که اگر مردمی گناه کنند، خداوند سهم بارانشان را کاهش خواهد داد و آن را به دریا و کوهها و صحراها خواهد فرستاد؛ «إِنَّهُ مَا مِنْ سَنَةٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَةٍ وَ لَکِنَّ اللَّهَ یَضَعُهُ حَیْثُ یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِی صَرَفَ عَنْهُمْ مَا کَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِی تِلْکَ السَّنَةِ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیَافِی وَ الْبِحَارِ وَ الْجِبَال‏»[کافی/ج2/ص272].

همچنین در معارف دینی ما به نوعی دیگر از پایستگی اشاره شده است که شاید بتوان آن را «پایستگی لذت» نامید. در این قانون «لذت انسان» یا دست کم بخشی از آن کم و زیاد نمی­شود، بلکه از شکلی به شکل دیگر عوض می­شود. مثلا کسی که با هواپرستی لذت ببرد، به همان اندازه از لذت عبادت و لذت­های معنوی ناکام خواهد ماند. و بر اساس همین قانون پایستگی لذت است که امیر المؤمنین(ع) این پرسش تفکربرانگیز را مطرح می­کنند که چگونه کسی که از هوس خود چشم نمی­پوشد، لذت عبادت را درک کند؛ «کَیْفَ یَجِدُ لَذَّةَ الْعِبَادَةِ مَنْ لَا یَصُومُ عَنِ الْهَوَى»[مستدرک الوسائل/ج12/ص115].

در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) به نمونه­ی دیگری از این دست پایستگی­ها اشاره شده است و آن «پایستگی انفاق» است. بر اساس این قانون هیچ کس نمی­تواند از چنگ انفاق در راه خدا بگریزد و آن پول را برای خود نگه دارد. بنابراین اگر کسی انفاق­های واجب را رها کند، چرخ روزگار یا همان سنت­ها و قوانین قطعی خداوند، او را رها نخواهد کرد و به انفاق­های حرام وادار خواهد ساخت. امام فرمودند: «مَنْ لَمْ یُنْفِقْ فِی طَاعَةِ اللَّهِ ابْتُلِیَ بِأَنْ یُنْفِقَ فِی مَعْصِیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل».

در همان روایت گهربار و قیمتی، امام پرده از یکی دیگر از قوانین پایستگی جهان می­گشایند که قانون «پایستگی فرمان­بری» است. و آن این است که انسان­ها بناچار همه سرباز و سرسپرده و فرمان­براند، و در این میان فقط شکل فرمان­بری­شان تغییر می­کند. پس کسی که نسبت به «ولی خدا» فروتنی نکند و در راستای تحقق آرمان­هایش تلاش نکند و از او فرمان نپذیرد، دل خوش نکند که همه­ی این کارها را نسبت به دشمن خدا انجام خواهد داد! «وَ مَنْ لَمْ یَمْشِ فِی حَاجَةِ وَلِیِّ اللَّهِ ابْتُلِیَ بِأَنْ یَمْشِیَ فِی حَاجَةِ عَدُوِّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[من لا یحضره الفقیه/ج4/ص412].

بی­خود نیست که هر که از اول انقلاب تا کنون با ولایت امام و حضرت آقا درافتاد، خواه ناخواه به نفع آمریکا و اسرائیل ـ که دشمنان خدایند و ائمه­ی کفر این زمانند ـ گفت و نوشت و عمل کرد. معلوم می­شود راستی راستی چنین قانونی در کار است و ما نمی­دانستیم.

اگر «ولایت­پذیری» و «فرمان­بری» مشمول قانون پایستگی باشد، آن روی سکه­ی این دو مفهوم نازنین که «تبرّی» و «شِدّت» و «دشمنی» است نیز باید تحت این قانون پایستگی قرار بگیرد. چنین نیست؟ یعنی همان طور که روحیه­ی سربازی و فرمان­بری در وجود ما قرار داده شده است و همه بناچار باید آن را نسبت به ولی خدا یا دشمن خدا خرج کنیم، همچنین همه­ی ما مقداری شِدّت و سرسختی و دشمنی در خود داریم و ناگزیر باید آن را اعمال کنیم و خرج کنیم. و باز در این میان تنها می­توانیم شکلِ سرسختی و مصداق آن را عوض کنیم و بس.

اگر روزی بیاید و قانون «پایستگی دشمنی» هم ثابت شود، آنگاه در تفسیر آیه­ی (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم‏)[فتح/29] باید گفت: این یاران مخلص حضرت پیامبر(ص) از آنجا که با کفّار سرسختند، با خودی­ها مهربانند؛ نه این که دو کار مستقل انجام می­دهند که یکی سرسختی با کفار باشد و دیگری مهربانی با خودی­ها. چرا که هر انسان سهمیه­ی، مشخصی از دشمنی دارد، و اگر همه­ی آن را خرج دشمنان خدا کند، آن گاه نسبت به مردم و هم­کیشان خود نمی­تواند نامهربان باشد، چون همه­ی دشمنی­هایش را جای دیگری خرج کرده است.

حیف که این قانون در حد فرضیه است و هنوز به گوش مراکز علمی جهان نرسیده است، چه رسد به این که بخواهند ثابتش کنند. و گر نه بر اساس قانون «پایستگی دشمنی» راحت می­توانستیم بفهمیم چرا امام عزیز ما اینقدر در دل مردم مستضعف و آزاده­ی سراسر دنیا جای گرفته است. چون هیچ شخصیتی به اندازه­ی این بزرگ­مرد تاریخ بر ابرقدرتهای مستکبر دنیا نخروشیده بود وهیچ کس به اندازه­ی او نسبت به دشمنان سرسخت نبود. پس او که همه­ی دشمنی­هایش را آنجا خرج کرده بود، نسبت به مسلمانان و مردم مظلوم دنیا باید مهربان­ترین و دوست­داشتنی­ترین فرد دنیا باشد، و می­بینید که بود.

قانون «پایستگی دشمنی» هنوز ثابت نشده است، بنابراین زیاد نباید جدی­اش گرفت. اما اگر ثابت شده بود بدون نیاز به شواهد تاریخی می­گفتیم: قاعدتا مهربان­ترین و یتیم­نوازترین یار پیامبر(ص) که مصداق اتمّ این آیه­ی 29 سوره­ی فتح است، باید بیشترین تاریخ و سابقه را در کشتار دشمنان خدا داشته باشد. و می­گفتیم: در میان یاران امام حسین(ع) حتما مهربان­ترین و محبوب­ترین فرد برای زنان و کودکان حرم، همان کسی است که بیشترین رعب و وحشت را بر سپاه عمر بن سعد انداخته است.

اگر این قانون ثابت شود و مردم آن را به عنوان اصلی مسلّم بپذیرند، آنگاه در میان نامزدهای مختلف ریاست جمهوری به کسی رأی خواهند داد که بیشترین سرسختی و دشمنی را با دشمنان اسلام داشته باشد، چون او از بیشترین ظرفیت مهربانی نسبت به مردم خویش برخوردار خواهد بود.

قانون «پایستگی دشمنی» برای هر دولتی سهمیه­ای از دشمنی و تندی و سرسختی قائل است که اگر نسبت به دشمنان مستکبر ما خرج نشود، هر از گاهی نسبت به دوستان و خودی­ها خرج خواهد شد.

وقتی آقای رئیس جمهور، تندی و شدت و غلظت خود را نسبت به یکی از طاغوت­های سفاک و جنایت­کار زمان خرج نکند و او را «بسیار مؤدب و باهوش» بخواند، این شدت و تندی قطعا و ناگزیر جای دیگری خرج خواهد شد. و از همین روست که بخش عظیمی از منتقدان توافقنامه ژنو را که شامل برخی از مراجع تقلید و علمای بزرگ و ائمه ی جمعه و اساتید حوزه و دانشگاه و خیل عظیمی از دانشجویان و نویسندگان و نمایندگان مجلس و صاحبنظران و... هستند، «کم­سواد» خواند.

بر اساس قانون «پایستگی دشمنی» باید گفت: قطعا و بدون هیچ تردیدی، بیشترین انگ­زدنها به مردم، از دولتی سر خواهد زد که در کارنامه­اش بیشترین نرمش و لبخند بی­جا را نسبت به دشمن داشته باشد. اما فعلا دلمان خوش است که این قانون هنوز ثابت نشده است. 

برگرفته از سایت  www.598.ir

حجه الاسلام  سیدمقدام حیدری

جمعه های انتظار

 آقای من سلام! سلام شیعه‌ای که تنها جمعه به جمعه یادش می‌افتد به مولایش سلام کند، نه هر روز که از بستر خواب بر می‌خیزد!

سلام شیعه‌ای که شما را فقط در زمان‌ گرفتاری‌هایش صدا می‌زند و به فریادرسی می‌طلبد، نه هر سحر!

سلام شیعه‌ای که به غیبت شما عادت کرده و انتظار برایش فقط یک واژه است برای یادآوری امام معصومی که از دیده‌ها غایب است!

سلام کسی که محضرتان را درک نکرده. به شما بی معرفت است، اما مشتاق شما. چرا که به  فرموده‌ی معصوم(ع) عشق شما اهل بیت(ع) با گوشت و خون شیعه در آمیخته...

آقا جان! جهالتمان به مقام شما از سبک سریمان نیست. از عادت به روزمرگی‌مان است که فرصت شناخت اقیانوس کرامت را از ما گرفته.

می‌دانم که از ما شیعیانتان دل گیرید که چرا یادتان را یاد نمی‌کنند.

می‌دانم که دل نازنینتان را بارها و بارها با جهالت و دنائت‌هایمان شکسته‌ایم و به فرموده‌ی خودتان برخى رفتار ناشايسته‌ی ما كه ناخوشايند شما است و آن را زيبنده‌ی ما  نمى‏دانيد، عامل دوری شما از ما است؛

اما شما باز ما را رها نکرده و دستان پرمهرتان برای  طلب سعادت ما بر آستان حضرت حق (جل جلاله) بلند است.

آقا جان این را هم می دانم که شما به فرموده‏ی امام رضا(ع) پدری مهربان وهمدمی همراه هستید و به گفته ی حاج اسماعیل دولابی این ماییم که همچون کودکان بازیگوش دستانمان را از دست پدرمان رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌ایم.

آقا پیدایمان کنید و یک گوشه‌ی چشم بر ما بیاندازید تا زندگی‌مان با نظر خدایی شما دگرگون شود. زندگی منتظری شود که سعی و تلاشش تزکیه‌ی نفس است برای قرابت و رفاقت با شما که انسان کاملید.

...شاید آن روز که پاک شدیم و خدایی، دعایمان برای  رسیدن زمان ظهورتان که گشایش خود ماست از لقلقه‌ی زبان فراتر رود. به عمق باورهای‌مان راه یابد و آنگاه خدای مهربان آن لحظه‌ی باشکوه ظهور را رقم زند. ان شاءالله

گروه معارف رجا نیوز

فقط یک بار


شیخ صدوق رحمه الله درکتاب ارزشمند ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 598 حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نقل می کند که :عبدالله بن عباس مى گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله پيش از وفات خود 
سخنرانى نمود كه آخرين سخنرانى او در مدينه بود.

 مواعظى فرمودند كه از آن ديدگان اشك ريختند، قلبها ترسيدند، بدنها لرزيدند، و حال مردم دگرگون شد. به بلال دستور دادم كه مردم را صدا بزند. وقتى مردم جمع شدند. رسول خدا صلى الله عليه و آله بالاى منبر رفته و فرمودند:
 اى مردم ! نزديك هم بنشينيد و جا را براى كسانى كه پشت سر شما هستند، باز كنيد. مردم نزديك به هم نشستند و آنگاه به پشت سر خود نگاه كردند، ولى كسى را نديدند. 
سپس بار ديگر فرمودند: اى مردم ! نزديك هم بنشينيد و جا را براى كسانى كه پشت سر شما هستند، باز كنيد. مردى عرضه داشت : اى رسول خدا! براى چه كسى جا باز كنيم ؟ فرمودند: براى ملائكه . آنان هنگامى كه با شما هستند، جلو يا پشت سر شما نيستند و سمت راست يا چپ شما مى باشند 

مردى عرضه داشت : اى رسول خدا چرا جلو ما يا پشت سر ما نمى باشند؟ آيا بخاطر اين است كه ما از آنان برتريم يا بدليل برترى آنان بر ماست ؟ فرمودند: شما برتر از فرشتگان هستيد. بنشين . آن مرد نيز نشست . 

آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله سخنان خود را آغاز نموده و فرمودند: ثنا مخصوص خداوندى است كه او را ثنا گفته و از او آرى مى جوييم ، به او ايمان داشته و بر او توكل مى نماييم . شهادت مى دهيم كه هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست ؛ شريكى ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست . از بديها و گناهان خود به خداوند پناه مى بريم . كسى كه خداوند او را هدايت كند، هيچ گمراه كننده اى نخواهد داشت .

اى مردم ! سى دروغگو در اين امت وجود دارند كه اولين آنها (صاحب صنعا) و (صاحب يمامه ) است .اى مردم ! بدون ترديد كسى كه با اخلاص شهادت دهد كه خدايى جز خداى يگانه نيست و با اين عقيده چيز ديگرى ننمايد، به بهشت مى رود 

در اين هنگام امام على عليه السلام برخاست و عرضه داشت : اى رسول خدا! پدرم و مادرم فداى تو باد. انسان چگونه مى تواند با اخلاص شهادت بدهد و چيز ديگرى را با آن مخلوط ننمايد؟ آن را توضيح بدهيد تا براى ما روشن شود. 

فرمودند: 
ادامه نوشته

شما دینتون را فروختید و ما خریدیم

"جواد فرهنگی" در صفحه گوگل پلاس خود نوشت:
بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود. 

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن!» 

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار کرد… روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: «من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است . اینجا وطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم

برگرفته از سایت  www.bibaknews.com