برخورد بلال حبشی دربارۀ خلافت چگونه بود؟
در باب مساله خلافت در تاریخ مطالب زیادی از رفتار بلال ذکر نشده است، ولی همان مقدار نیز که نقل شده گویای مخالفت او با خلافت بوده است. در این جا به دو مورد از مخالفت های او می پردازیم:
1. اعتراض عمر به بلال و تبعید او به شام:
در تاریخ آمده است که «بلال از بیعت با ابوبکر خودداری کرد، ازاین رو عمر او را سرزنش کرد و گفت: این گونه پاداش ابوبکر را می دهی که تو را از بردگی آزاد کرد و اکنون تو با او بیعت نمی کنی؟! بلال پاسخ داد: اگر ابوبکر مرا بخاطر خدا آزاد ساخته است، مرا به خدا واگذار کند؛ ولی اگر از آزاد کردن من هدفی جز این داشته است، آگاه باش که من همین هستم (که می بینی) من با کسی که رسول خدا او را خلیفه قرار نداده است، بیعت نمی کنم؛ ولی بیعت آن کسی که رسول خدا او را خلیفه قرار داده است، تا روز رستاخیز بر گردن ماست. عمر عصبانی شد و به او گفت مدینه را ترک کند، بلال نیز به شام رفت.»[2]
2. نپذیرفتن اذان گویی برای دستگاه خلافت:
او بعد از رسول خدا حاضر نشد برای خلفا اذان بگوید[3] و در خواست آنها را رد کرد و در نتیجه از سوی آنها به شام تبعید شد و در همان جا در دوران خلافت عمر درسال 18 هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم کرد.[4]
براى اين شهامت و استقامت بود كه امام صادق (ع) دربارۀ وى فرمود: «بلال بندة صالح خدا بود، وى گفت من براى كسى پس از پيامبر (ص) اذان نمىگويم، و بر اثر كناره گيرى او از اين كار، و روى كار آمدن مؤذنهائى كه فرمانبردار دستگاه خلافت بودند، يك فصل از اذان (حى على خيرالعمل) حذف گرديد.[5]
[1]. نک: به پاسخ سؤال شماره 1012 (سایت: 1233).
[2]. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج1، ص389، چاپ دوم، دارالاسوة، 1416 ه.ق؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، ص622.
[3]. شیخ مفید، اختصاص، ص73، کنگره شیخ مفید، قم، 1413 ه. ق.
[4]. شیخ طوسی، رجال، ص27، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1415 ه.ق.
[5] من لايحضره الفقيه كتاب صلوة باب 16 حديث 9./farsi.islamquest
بسم الله الرحمن الرحيم